پرش به محتوای اصلی
ایرج میرزا ایرج میرزا

قطعه‌ها

شمارهٔ ۴۳ - کار و بار

ندانم از چه به هر جا که لفظ کار آید

ردیف آن را فی الفور لفظ بار کنند

برای آن که چو گاری به دستشان افتاد

بر آن سرند که تا بار خویش بار کنند

پیاده‌های سپاهی به شهر ما هر یک

به یک کرشمه همی کار صد سوار کنند

برای بردن اسب و درشکۀ مردم

بیا ببین که چه جفت و کلک سوار کنند

به جای آن که نشینند و حرف شعر زنند

چه خوش بُوَد که نشینند و فکر کار کنند

در آن محیط که باقیست نام خواجه و شیخ

چگونه اهل ادب بر من افتخار کنند

سخن‌سرایی را «دولت ذکاءالملک»

همه به ایرج بیکاره واگذار کنند

ادامه‌ی قطعه‌ها

  1. شمارهٔ ۴۵ - رَمیارب این عادت چه می‌باشد که اهل ملک ما
  2. شمارهٔ ۴۶ - وزیران دیدنیوُزرا از چه دیده می‌نشوند
  3. شمارهٔ ۴۷ - تاریخ وفات عزیز علیا (۱۳۰۶ هق)سود و زیان جهان دیده و سنجیده ایم
  4. شمارهٔ ۴۸ - قطعهقبض آقای کمال السلطنه است
  5. شمارهٔ ۴۹ - علت بی‌تابی نوزادهیچ می‌دانی تو هر طفلی که آید در جهان
  6. شمارهٔ ۵۰ - جواب تبریک شوریدهگفت شوریده به من تهینت عید ز فارس
  7. شمارهٔ ۵۱ - فقیهنشسته بود فقیهی به صدر مجلس درس
  8. شمارهٔ ۵۲ - هجو حاکماین حاکم بی عُرضه به ما اهل خراسان
همه‌ی قطعه‌ها ←

ایرج میرزا درباره‌ی ایرج میرزا

ایرج میرزا (زاده شده در پاییز سال ۱۲۵۲ یا ۱۲۵۳ شمسی در تبریز، درگذشته در ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ شمسی در تهران) ملقب به «جلال‌الممالک» و «فخرالشعرا»، از جمله شاعران برجستهٔ ایرانی در عصر مشروطیت (اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی) و از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود. او فرزند صدرالشعرا غلامحسین‌میرزا، نوهٔ ایرج پسر فتحعلی‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.