پرش به محتوای اصلی
ایرج میرزا ایرج میرزا

قطعه‌ها

شمارهٔ ۲۶ - بقای انسب

قصّه شنیدم که بوالعَلا به همه عمر

لَحم نخورد و ذَوات لَحم نیازرد

در مرض موت با اجازهٔ دستور

خادم او جوجه‌با به محضر او برد

خواجه چو آن طیر کشته دید برابر

اشک تَحَسُر ز هر دو دیده بیفشرد

گفت چرا ماکیان شدی نشدی شیر؟

تا نتواند کَسَت به خون کشد و خورد

مرگ برای ضعیف امر طبیعی است

هر قوی اوّل ضعیف گشت و سپس مُرد

ادامه‌ی قطعه‌ها

  1. شمارهٔ ۲۸اسم گل پیش لبش بردن خطا باشد لب او
  2. شمارهٔ ۲۹ - جواب به حامی عارفمیم سپاسی کجاست تا که نگوید
  3. شمارهٔ ۳۰ - جنده بازیهر کس که نمود جنده بازی
  4. شمارهٔ ۳۱ - درباره خلع احمد شاه و جانشینی پهلویخوب دانَد حسابِ خویش جهان
  5. شمارهٔ ۳۲ - وفات محمد علی شاه (۱۳۴۳ هق)مخور غصّۀ بیش و کم در جهان
  6. شمارهٔ ۳۳ - جذبۀ شیرازیانحضرت شوریده اوستاد سخن‌سنج
  7. شمارهٔ ۳۴ - مهر مادررنج کشد مادر از جفای پسر لیک
  8. شمارهٔ ۳۵ای راد خدیوِ عدل‌پرور بنگر
همه‌ی قطعه‌ها ←

ایرج میرزا درباره‌ی ایرج میرزا

ایرج میرزا (زاده شده در پاییز سال ۱۲۵۲ یا ۱۲۵۳ شمسی در تبریز، درگذشته در ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ شمسی در تهران) ملقب به «جلال‌الممالک» و «فخرالشعرا»، از جمله شاعران برجستهٔ ایرانی در عصر مشروطیت (اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی) و از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود. او فرزند صدرالشعرا غلامحسین‌میرزا، نوهٔ ایرج پسر فتحعلی‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.