پرش به محتوای اصلی
ایرج میرزا ایرج میرزا

غزل‌ها

شمارهٔ ۳

خرِ عیسی است که از هر هنری باخبر است

هر خری را نتوان گفت که صاحب هنر است

خوش‌لب‌ و خوش‌دهن‌ و چابک ‌و شیرین‌حرکات

کم‌خور و پردو و با تربیت و باربر است

خرِ عیسی را آن بی‌هنر انکار کند

که خود از جملهٔ خرهای جهان ‌بی‌خبر است

قصدِ راکب را بی هیچ نشان می‌داند

که کجا موقعِ مکث‌ست و مقامِ گذر است؟

چون سوارش برِ مردم همه پیغمبر بود

او هم اندر برِ خرها همه پیغامبر است

مرو ای مردِ مسافر به سفر جز با او

که تو را در همه احوال رفیقِ سفر است

حال ممدوحین زین چامه بدان ای هشیار!

که چو من مادح بر مدحِ خری مفتخر است

من به جز مدحتِ او مدحِ دگر خر نکنم

جز خرِ عیسی، گورِ پدرِ هر چه خر است

ادامه‌ی غزل‌ها

  1. شمارهٔ ۵طرب افسرده کند دل، چو ز حدّ در گذرد
  2. شمارهٔ ۶نشسته بودم و دیدم ز در بشیر آمد
  3. شمارهٔ ۷شکر خدا را که بخت هادیم آمد
  4. شمارهٔ ۸چون خورم می، در سرم سودایِ یار آید پدید
  5. شمارهٔ ۹یاد کردند مرا باز به گلدانِ دگر
  6. شمارهٔ ۱۰به دست جام شراب و به گوش نغمۀ ساز
  7. شمارهٔ ۱۱تا بر سر است سایهٔ شهزاده ایرجم
  8. شمارهٔ ۱۲پیرم و آرزویِ وصلِ جوانان دارم
همه‌ی غزل‌ها ←

ایرج میرزا درباره‌ی ایرج میرزا

ایرج میرزا (زاده شده در پاییز سال ۱۲۵۲ یا ۱۲۵۳ شمسی در تبریز، درگذشته در ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ شمسی در تهران) ملقب به «جلال‌الممالک» و «فخرالشعرا»، از جمله شاعران برجستهٔ ایرانی در عصر مشروطیت (اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی) و از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود. او فرزند صدرالشعرا غلامحسین‌میرزا، نوهٔ ایرج پسر فتحعلی‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.