پرش به محتوای اصلی
ایرج میرزا ایرج میرزا

غزل‌ها

شمارهٔ ۱۲

پیرم و آرزویِ وصلِ جوانان دارم

خانه ویران بوَد و حسرتِ مهمان دارم

عشق باقی به سر و مویِ سر از غصّه سپید

زیرِ خاکسترِ خود آتشِ پنهان دارم

کاش قیدِ پسران خواستمی پیش از وقت

من که اصرار به آزادیِ نسوان دارم

آفتِ جان کسان عشق بود یا پیری

چه کنم من که هم این دارم و هم آن دارم

همچو آن آهنِ از کوره برون آمده‌ام

که به سر پُتک و به زیر تنه سِندان دارم

نیست یک لحظه که از یادِ تو فارغ باشم

گرچه پیرم من و در حافظه نقصان دارم

عقل با حافظه در مرتبۀ قدر یکیست

لیک من حیرت ازین عادتِ انسان دارم

گرچه کس دم نزند هیچ ز بی‌عقلیِ خویش

از چه با ناز دهد شرح که نسیان دارم

جرم از غیر و عقوبت متوجّه بر من

حالِ سبّابۀ اشخاصِ پشیمان دارم

شعرِ بد گفتن و نسبت به رفیقان دادن

یادگاریست که از مردمِ طهران دارم

همه یارانِ خراسانِ من اهلند و ادیب

بی‌سبب نیست به سَر عشقِ خراسان دارم

هر یکی از شعرا تابعِ یک شیطانیست

من درین مغزِ برآشفته دو شیطان دارم

ادامه‌ی غزل‌ها

  1. شمارهٔ ۱۴ما خریدیم به جان عشق تو نی با زر و سیم
  2. شمارهٔ ۱۵آزرده‌ام از آن بُتِ بسیار ناز کُن
  3. شمارهٔ ۱۶باز روز آمد به پایان، شامِ دلگیر است و من
همه‌ی غزل‌ها ←

ایرج میرزا درباره‌ی ایرج میرزا

ایرج میرزا (زاده شده در پاییز سال ۱۲۵۲ یا ۱۲۵۳ شمسی در تبریز، درگذشته در ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ شمسی در تهران) ملقب به «جلال‌الممالک» و «فخرالشعرا»، از جمله شاعران برجستهٔ ایرانی در عصر مشروطیت (اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی) و از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود. او فرزند صدرالشعرا غلامحسین‌میرزا، نوهٔ ایرج پسر فتحعلی‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.