پرش به محتوای اصلی
ایرج میرزا ایرج میرزا

غزل‌ها

شمارهٔ ۱۴

ما خریدیم به جان عشق تو نی با زر و سیم

به زر و سیم خَرَد عشقِ بتان مردِ لئیم

عالمی پر بُوَد از رایحۀ مُشک و عبیر

مگر از پهلویِ زلفِ تو گذر کرد نسیم

بر بناگوشِ تو آن سنبل و سوسن باشد

یا که زلفست و بُوَد سنبل و سوسن به شمیم

یا که کردست خداوندِ ادب میر نظام

امتحانِ خطِ تعلیق به صد دایره جیم

خطّ بشکستهٔ او سخت‌تر از عهدِ درست

قولِ سنجیدۀ او بهتر از دُرِّ یتیم

آن وزیری که چو بنشیند بر مسندِ بار

مشتری را کند آدابِ وزارت تعلیم

آن امیری که چو روی آرد در پهنۀ رزم

دلِ مرّیخ ز سهمش به هراس است و به بیم

قهرِ او پوست بدرّانَد بر پیکرِ شیر

مهر او روح ببخشایَد بر عَظمِ رَمیم

عیدِ قربان را با عزّت و اقبال بر او

فر خجسته بِکُناد ایزدِ دَیّانِ رحیم

ادامه‌ی غزل‌ها

  1. شمارهٔ ۱۶باز روز آمد به پایان، شامِ دلگیر است و من
همه‌ی غزل‌ها ←

ایرج میرزا درباره‌ی ایرج میرزا

ایرج میرزا (زاده شده در پاییز سال ۱۲۵۲ یا ۱۲۵۳ شمسی در تبریز، درگذشته در ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ شمسی در تهران) ملقب به «جلال‌الممالک» و «فخرالشعرا»، از جمله شاعران برجستهٔ ایرانی در عصر مشروطیت (اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی) و از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود. او فرزند صدرالشعرا غلامحسین‌میرزا، نوهٔ ایرج پسر فتحعلی‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.