پرش به محتوای اصلی
ایرج میرزا ایرج میرزا

غزل‌ها

شمارهٔ ۱۰

به دست جام شراب و به گوش نغمۀ ساز

شبی خوش‌ست، خدایا دراز باد دراز!

چگونه کوته خواهم شبی که اندر وی

وصالِ دوست مهیّا و برگِ عشرت ساز؟

چگونه کوته خواهم شبی که سعدی گفت:

«که دوست را ننماید شبِ وِصال دراز»؟

شبی بوَد که ازو گشت شامِ دولت، روز

شبی بوَد که ازو گشت صبحِ ملّت، باز

شبی بوَد که بتابید اندرو ماهی

که آفتاب نیارد شدن به او انباز

شبی است فرّخ و شهزاده نصرت الدّولهُ

نموده جشنی از عزّت و جلال، جهاز

چگونه جشنی مانندِ جَنَّتِ موعود

ز چار جانب بگشوده بابِ نعمت و ناز؟

به وجد اندر هر سوی، گل‌رُخانِ چگل

به رقص اندر هر جای، مهوشانِ طَراز

همه درخشد مانند نارِ ذاتِ وَقود

شرابِ گلگون اندر به سیمگون بِگماز

ز هر طرف شنوی نغمه‌های رود و سرود

به هر کجا نگری، گونه‌های ساز و نواز

ز چرخ گوید ناهید از پی تبریک

خجسته بادا میلادِ شاهِ بنده‌نواز

ادامه‌ی غزل‌ها

  1. شمارهٔ ۱۲پیرم و آرزویِ وصلِ جوانان دارم
  2. شمارهٔ ۱۳ز یاران آن قَدر بد دیده‌ام کز یار می‌ترسم
  3. شمارهٔ ۱۴ما خریدیم به جان عشق تو نی با زر و سیم
  4. شمارهٔ ۱۵آزرده‌ام از آن بُتِ بسیار ناز کُن
  5. شمارهٔ ۱۶باز روز آمد به پایان، شامِ دلگیر است و من
همه‌ی غزل‌ها ←

ایرج میرزا درباره‌ی ایرج میرزا

ایرج میرزا (زاده شده در پاییز سال ۱۲۵۲ یا ۱۲۵۳ شمسی در تبریز، درگذشته در ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ شمسی در تهران) ملقب به «جلال‌الممالک» و «فخرالشعرا»، از جمله شاعران برجستهٔ ایرانی در عصر مشروطیت (اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی) و از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود. او فرزند صدرالشعرا غلامحسین‌میرزا، نوهٔ ایرج پسر فتحعلی‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.