پرش به محتوای اصلی
ایرج میرزا ایرج میرزا

غزل‌ها

شمارهٔ ۶

نشسته بودم و دیدم ز در بشیر آمد

که «خیز و جان و دل آماده کن، امیر آمد»

امیرِ مملکتِ حُسن با چنان حشمت

چه خواب دید که سر وقتِ این فقیر آمد؟

چو دید از غمِ هجرانش سخت دل‌گیرم

به دل‌نوازیِ این پیرِ گوشه گیر آمد

نمانده بود مرا طاقتِ جدایی او

به موقع آمد و نیک آمد و هُژیر آمد

نکرده جنگ، اسیرم نموده بود به خویش

کنون به سرکشیِ موقفِ اسیر آمد

شکایتِ شبِ هجران به او نباید کرد

که خود ز دردِ دلِ عاشقان خبیر آمد

چه زور بود که بر پیکرِ علیل رسید

چه نور بود که در دیدۀ ضریر آمد

کنون که آمده تا نصف شب نگاهش دار

ز دست زود مده دامنش که دیر آمد

ادامه‌ی غزل‌ها

  1. شمارهٔ ۸چون خورم می، در سرم سودایِ یار آید پدید
  2. شمارهٔ ۹یاد کردند مرا باز به گلدانِ دگر
  3. شمارهٔ ۱۰به دست جام شراب و به گوش نغمۀ ساز
  4. شمارهٔ ۱۱تا بر سر است سایهٔ شهزاده ایرجم
  5. شمارهٔ ۱۲پیرم و آرزویِ وصلِ جوانان دارم
  6. شمارهٔ ۱۳ز یاران آن قَدر بد دیده‌ام کز یار می‌ترسم
  7. شمارهٔ ۱۴ما خریدیم به جان عشق تو نی با زر و سیم
  8. شمارهٔ ۱۵آزرده‌ام از آن بُتِ بسیار ناز کُن
همه‌ی غزل‌ها ←

ایرج میرزا درباره‌ی ایرج میرزا

ایرج میرزا (زاده شده در پاییز سال ۱۲۵۲ یا ۱۲۵۳ شمسی در تبریز، درگذشته در ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ شمسی در تهران) ملقب به «جلال‌الممالک» و «فخرالشعرا»، از جمله شاعران برجستهٔ ایرانی در عصر مشروطیت (اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی) و از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود. او فرزند صدرالشعرا غلامحسین‌میرزا، نوهٔ ایرج پسر فتحعلی‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.