پرش به محتوای اصلی
ایرج میرزا ایرج میرزا

غزل‌ها

شمارهٔ ۴

خواهم که دهم جان به تو، میلِ دلم این‌ست

ترسم که پسندت نشود، مشکلم این‌ست

پروا مکن از قتلِ من امروز که فردا

شرط‌ست نگویم به کسی «قاتلم این‌ست»

منعم مکن از عشقِ بتان ناصِحِ مُشفِق

دیری‌ست که خاصیّت آب و گِلم این‌ست

رسوایِ جهان گشتم و بدنامِ خلایق

از عشق تو ای ترک پسر حاصلم این‌ست

هرگز نروم جایِ دگر از سرِ کویت

تا جان بود اندر تنِ من منزلم این‌ست

جز وصلِ رخِ دوست نخواهم ز خدا هیچ

در دهر اُمیدی که بُوَد در دلم این‌ست

از جودِ تو در عدلِ ولیعهد گریزم

کز جمله شهان پادشهِ عادلم این‌ست

ادامه‌ی غزل‌ها

  1. شمارهٔ ۶نشسته بودم و دیدم ز در بشیر آمد
  2. شمارهٔ ۷شکر خدا را که بخت هادیم آمد
  3. شمارهٔ ۸چون خورم می، در سرم سودایِ یار آید پدید
  4. شمارهٔ ۹یاد کردند مرا باز به گلدانِ دگر
  5. شمارهٔ ۱۰به دست جام شراب و به گوش نغمۀ ساز
  6. شمارهٔ ۱۱تا بر سر است سایهٔ شهزاده ایرجم
  7. شمارهٔ ۱۲پیرم و آرزویِ وصلِ جوانان دارم
  8. شمارهٔ ۱۳ز یاران آن قَدر بد دیده‌ام کز یار می‌ترسم
همه‌ی غزل‌ها ←

ایرج میرزا درباره‌ی ایرج میرزا

ایرج میرزا (زاده شده در پاییز سال ۱۲۵۲ یا ۱۲۵۳ شمسی در تبریز، درگذشته در ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ شمسی در تهران) ملقب به «جلال‌الممالک» و «فخرالشعرا»، از جمله شاعران برجستهٔ ایرانی در عصر مشروطیت (اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی) و از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود. او فرزند صدرالشعرا غلامحسین‌میرزا، نوهٔ ایرج پسر فتحعلی‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.