پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۱۷۹ - کرم کتابی

شنیدم شبی در کتب خانهٔ من

به پروانه می گفت کرم کتابی

به اوراق سینا نشیمن گرفتم

بسی دیدم از نسخهٔ فاریابی

نفهمیده ام حکمت زندگی را

همان تیره روزم ز بی آفتابی

نکو گفت پروانهٔ نیم سوزی

که این نکته را در کتابی نیابی

تپش می کند زنده تر زندگی را

تپش می دهد بال و پر زندگی را

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۱۸۱ - لالهآن شعله ام که صبح ازل در کنار عشق
  2. بخش ۱۸۲ - حکمت و شعربوعلی اندر غبار ناقه گم
  3. بخش ۱۸۳ - کرمک شبتابیک ذره بی مایه متاع نفس اندوخت
  4. بخش ۱۸۴ - حقیقتعقاب دوربین جوئینه را گفت
  5. بخش ۱۸۵ - حدینغمهٔ ساربان حجاز
  6. بخش ۱۸۶ - قطرهٔ آبمرا معنی تازه ئی مدعاست
  7. بخش ۱۸۷ - محاورهٔ ما بین خدا و انسانخدا:
  8. بخش ۱۸۸ - ساقی نامه در نشاط باغ کشمیر نوشته شدخوشا روزگاری خوشا نوبهاری
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.