پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۱۷۲ - حیات جاوید

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان

هزار بادهٔ ناخورده در رگ تاک است

چمن خوش است ولیکن چو غنچه نتوان زیست

قبای زندگیش از دم صبا چاک است

اگر ز رمز حیات آگهی، مجوی و مگیر

دلی که از خلش خار آرزو پاک است

به خود خزیده و محکم چو کوهساران زی

چو خس مزی که هوا تیز و شعله بی‌باک است

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۱۷۴ - زندگیشبی زار نالید ابر بهار
  2. بخش ۱۷۵ - محاورهٔ علم و عشقعلم:
  3. بخش ۱۷۶ - سرود انجمهستی ما نظام ما
  4. بخش ۱۷۷ - نسیم صبحز روی بحر و سر کوهسار می آیم
  5. بخش ۱۷۸ - پند باز با بچهٔ خویشتو دانی که بازان ز یک جوهرند
  6. بخش ۱۷۹ - کرم کتابیشنیدم شبی در کتب خانهٔ من
  7. بخش ۱۸۰ - کبر و نازیخ ، جوی کوه را ز ره کبر و ناز گفت
  8. بخش ۱۸۱ - لالهآن شعله ام که صبح ازل در کنار عشق
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.