پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۱۷۵ - محاورهٔ علم و عشق

علم:

نگاهم راز دار هفت و چار است

گرفتار کمندم روزگار است

جهان بینم به این سو باز کردند

مرا با آنسوی گردون چه کار است

چکد صد نغمه از سازی که دارم

به بازار افکنم رازی که دارم

عشق:

ز افسون تو دریا شعله زار است

هوا آتش گذار و زهردار است

چو با من یار بودی نور بودی

بریدی از من و نور تو نار است

بخلوت خانهٔ لاهوت زادی

ولیکن در نخ شیطان فتادی

بیا این خاکدان را گلستان ساز

جهان پیر را دیگر جوان ساز

بیا یک ذره از درد دلم گیر

ته گردون بهشت جاودان ساز

ز روز آفرینش همدم استیم

همان یک نغمه را زیر و بم استیم

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۱۷۷ - نسیم صبحز روی بحر و سر کوهسار می آیم
  2. بخش ۱۷۸ - پند باز با بچهٔ خویشتو دانی که بازان ز یک جوهرند
  3. بخش ۱۷۹ - کرم کتابیشنیدم شبی در کتب خانهٔ من
  4. بخش ۱۸۰ - کبر و نازیخ ، جوی کوه را ز ره کبر و ناز گفت
  5. بخش ۱۸۱ - لالهآن شعله ام که صبح ازل در کنار عشق
  6. بخش ۱۸۲ - حکمت و شعربوعلی اندر غبار ناقه گم
  7. بخش ۱۸۳ - کرمک شبتابیک ذره بی مایه متاع نفس اندوخت
  8. بخش ۱۸۴ - حقیقتعقاب دوربین جوئینه را گفت
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.