پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

جاویدنامه

بخش ۴۷ - آشکارا می شود روح هندوستان

آسمان شق گشت و حوری پاک زاد

پرده را از چهره خود بر گشاد

در جبینش نار و نور لایزال

در دو چشم او سرور لایزال

حله ئی در بر سبکتر از سحاب

تار و پودش از رگ برگ گلاب

با چنین خوبی نصبیش طوق و بند

بر لب او ناله های درد مند

گفت رومی «روح هند است این نگر

از فغانش سوزها اندر نگر»

ادامه‌ی جاویدنامه

  1. بخش ۴۹ - فریاد یکی از زورق نشینان قلزم خونین«نی عدم ما را پذیرد نی وجود
  2. بخش ۵۰ - آن سوی افلاک مقام حکیم آلمانی نیچههر کجا استیزه ی بود و نبود
  3. بخش ۵۱ - حرکت بجنت الفردوسدر گذشتم از حد این کائنات
  4. بخش ۵۲ - قصر شرف النساگفتم این کاشانه ئی از لعل ناب
  5. بخش ۵۳ - زیارت امیر کبیر حضرت سید علی همدانی و ملا طاهر غنی کشمیریحرف رومی در دلم سوزی فکند
  6. بخش ۵۴ - در حضور شاه همدانزنده رود
  7. بخش ۵۵ - صحبت با شاعر هندی برتری هریحوریان را در قصور و در خیام
  8. بخش ۵۶ - حرکت به کاخ سلاطین مشرقنادر ، ابدالی ، سلطان شهید
همه‌ی جاویدنامه ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.