پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

جاویدنامه

بخش ۵۵ - صحبت با شاعر هندی برتری هری

حوریان را در قصور و در خیام

ناله من دعوت سوز تمام

آن یکی از خیمه سر بیرون کشید

وان دگر از غرفه رخ بنمود و دید

هر دلی را در بهشت جاودان

دادم از درد و غم آن خاکدان

زیر لب خندید پیر پاک زاد

گفت «ای جادو گر هندی نژاد»

آن نوا پرداز هندی را نگر

شبنم از فیض نگاه او گهر

نکته آرائی که نامش برتری است

فطرت او چون سحاب آذری است

از چمن جز غنچه نورس نچید

نغمه تو سوی ما او را کشید

پادشاهی با نوای ارجمند

هم به فقر اندر مقام او بلند

نقش خوبی بندد از فکر شگرف

یک جهان معنی نهان اندر دو حرف

کارگاه زندگی را محرم است

او جم است و شعر او جام جم است‘‘

ما به تعظیم هنر برخاستیم

باز با وی صحبتی آراستیم

زنده رود

ای که گفتی نکته های دلنواز

مشرق از گفتار تو دانای راز

شعر را سوز از کجا آید بگوی

از خودی یا از خدا آید بگوی

برتری هری

کس نداند در جهان شاعر کجاست

پرده او از بم و زیر نواست

آن دل گرمی که دارد در کنار

پیش یزدان هم نمی گیرد قرار

جان ما را لذت اندر جستجوست

شعر را سوز از مقام آرزوست

ای تو از تاک سخن مست مدام

گر ترا آید میسر این مقام

با دو بیتی در جهان سنگ و خشت

می توان بردن دل از حور بهشت

زنده رود

هندیان را دیده ام در پیچ و تاب

سر حق وقتست گوئی بی حجاب

برتری هری

این خدایان تنک مایه ز سنگ اند و ز خشت

برتری هست که دور است ز دیر و ز کنشت

سجده بی ذوق عمل خشک و بجائی نرسد

زندگانی همه کردار ، چه زیبا و چه زشت

فاش گویم بتو حرفی که نداند همه کس

ای خوش آن بنده که بر لوح دل او را بنوشت

این جهانی که تو بینی اثر یزدان نیست

چرخه از تست و هم آن رشته که بر دوک تو رشت

پیش آئین مکافات عمل سجده گزار

زانکه خیزد ز عمل دوزخ و اعراف و بهشت

برتری هری

ادامه‌ی جاویدنامه

  1. بخش ۵۷ - نمودار میشود روح ناصر خسرو علوی و غزلی مستانه سرائیده غائب میشود«دست را چون مرکب تیغ و قلم کردی مدار
  2. بخش ۵۸ - پیغام سلطان شهید به رود کاویریحقیقت حیات و مرگ و شهادت
  3. بخش ۵۹ - زنده رود رخصت میشود از فردوس برین و تقاضای حوران بهشتیشیشهٔ صبر و سکونم ریز ریز
  4. بخش ۶۰ - غزل زنده رودبه آدمی نرسیدی ، خدا چه می‌جویی
  5. بخش ۶۱ - حضورگرچه جنت از تجلی های اوست
  6. بخش ۶۲ - خطاب به جاویدسخنی به نژاد نو
همه‌ی جاویدنامه ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.