پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

جاویدنامه

بخش ۴۸ - روح هندوستان ناله و فریاد می کند

شمع جان افسرد در فانوس هند

هندیان بیگانه از ناموس هند

مردک نامحرم از اسرار خویش

زخمهٔ خود کم زند بر تار خویش

بر زمان رفته می بندد نظر

از تش افسرده میسوزد جگر

بند ها بر دست و پای من ازوست

ناله های نارسای من ازوست

خویشتن را از خودی پرداخته

از رسوم کهنه زندان ساخته

آدمیت از وجودش دردمند

عصر نو از پاک و ناپاکش نژند

بگذر از فقری که عریانی دهد

ای خنک فقری که سلطانی دهد

الحذر از جبر و هم از خوی صبر

صابر و مجبور را زهر است جبر

این به صبر پیهمی خوگر شود

آن به جبر پیهمی خوگر شود

هر دو را ذوق ستم گردد فزون

ورد من «یالیت قومی یعلمون»

کی شب هندوستان آید بروز

مرد جعفر ، زنده روح او هنوز

تا ز قید یک بدن وا می رهد

آشیان اندر تن دیگر نهد

گاه او را با کلیسا ساز باز

گاه پیش دیریان اندر نیاز

دین او آئین او سوداگری است

عنتری اندر لباس حیدری است

تا جهان رنگ و بو گردد دگر

رسم او آئین او گردد دگر

پیش ازین چیزی دگر مسجود او

در زمان ما وطن معبود او

ظاهر او از غم دین دردمند

باطنش چون دیریان زنار بند

جعفر اندر هر بدن ملت کش است

این مسلمانی کهن ملت کش است

خند خندان است و با کس یار نیست

مار اگر خندان شود جز مار نیست

از نفاقش وحدت قومی دونیم

ملت او از وجود او لیم

ملتی را هر کجا غارتگری است

اصل او از صادقی یا جعفری است

الامان از روح جعفر الامان

الامان از جعفران این زمان

ادامه‌ی جاویدنامه

  1. بخش ۵۰ - آن سوی افلاک مقام حکیم آلمانی نیچههر کجا استیزه ی بود و نبود
  2. بخش ۵۱ - حرکت بجنت الفردوسدر گذشتم از حد این کائنات
  3. بخش ۵۲ - قصر شرف النساگفتم این کاشانه ئی از لعل ناب
  4. بخش ۵۳ - زیارت امیر کبیر حضرت سید علی همدانی و ملا طاهر غنی کشمیریحرف رومی در دلم سوزی فکند
  5. بخش ۵۴ - در حضور شاه همدانزنده رود
  6. بخش ۵۵ - صحبت با شاعر هندی برتری هریحوریان را در قصور و در خیام
  7. بخش ۵۶ - حرکت به کاخ سلاطین مشرقنادر ، ابدالی ، سلطان شهید
  8. بخش ۵۷ - نمودار میشود روح ناصر خسرو علوی و غزلی مستانه سرائیده غائب میشود«دست را چون مرکب تیغ و قلم کردی مدار
همه‌ی جاویدنامه ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.