پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

جاویدنامه

بخش ۵۱ - حرکت بجنت الفردوس

در گذشتم از حد این کائنات

پا نهادم در جهان بی جهات

بی یمین و بی یسار است این جهان

فارغ از لیل و نهار است این جهان

پیش او قندیل ادراکم فسرد

حرف من از هیبت معنی بمرد

با زبان آب و گل گفتار جان

در قفس پرواز میآید گران

اندکی اندر جهان دل نگر

تا ز نور خود شوی روشن بصر

چیست دل یک عالم بی رنگ و بوست

عالم بی رنگ و بو بی چار سوست

ساکن و هر لحظه سیار است دل

عالم احوال و افکار است دل

از حقایق تا حقایق رفته عقل

سیر او بی جاده و رفتار و نقل

صد خیال و هر یک از دیگر جداست

این بگردون آشنا آن نارساست

کس نگوید این که گردون آشناست

بر یمین آن خیال نارساست

یا سروری کاید از دیدار دوست

نیم گامی از هوای کوی اوست

چشم تو بیدار باشد یا بخواب

دل ببیند بی شعاع آفتاب

آن جهان را بر جهان دل شناس

من چگویم زانچه ناید در قیاس

اندر آن عالم جهانی دیگری

اصل او از کن فکانی دیگری

لازوال و هر زمان نوع دگر

ناید اندر وهم و آید در نظر

هر زمان او را کمالی دیگری

هر زمان او را جمالی دیگری

روزگارش بی نیاز از ماه و مهر

گنجد اندر ساحت او نه سپهر

هر چه در غیب است آید روبرو

پیش از آن کز دل بروید آرزو

در زبان خود چسان گویم که چیست

این جهان نور و حضور و زندگیست

لاله ها آسوده در کهسار ها

نهر ها گردنده در گلزار ها

غنچه های سرخ و اسپید و کبود

از دم قدوسیان او را گشود

آبها سیمین ، هوا ها عنبرین

قصرها با قبه های زمردین

خیمه ها یاقوت گون زرین طناب

شاهدان با طلعت آئینه تاب

گفت رومی «ای گرفتار قیاس

در گذر از اعتبارات حواس

از تجلی کارهای خوب و زشت

می شود آن دوزخ این گردد بهشت

این که بینی قصر های رنگ رنگ

اصلش از اعمال و نی از خشت و سنگ

آنچه خوانی کوثر و غلمان و حور

جلوهٔ این عالم جذب و سرور

زندگی اینجا ز دیدار است و بس

ذوق دیدار است و گفتار است و بس»

ادامه‌ی جاویدنامه

  1. بخش ۵۳ - زیارت امیر کبیر حضرت سید علی همدانی و ملا طاهر غنی کشمیریحرف رومی در دلم سوزی فکند
  2. بخش ۵۴ - در حضور شاه همدانزنده رود
  3. بخش ۵۵ - صحبت با شاعر هندی برتری هریحوریان را در قصور و در خیام
  4. بخش ۵۶ - حرکت به کاخ سلاطین مشرقنادر ، ابدالی ، سلطان شهید
  5. بخش ۵۷ - نمودار میشود روح ناصر خسرو علوی و غزلی مستانه سرائیده غائب میشود«دست را چون مرکب تیغ و قلم کردی مدار
  6. بخش ۵۸ - پیغام سلطان شهید به رود کاویریحقیقت حیات و مرگ و شهادت
  7. بخش ۵۹ - زنده رود رخصت میشود از فردوس برین و تقاضای حوران بهشتیشیشهٔ صبر و سکونم ریز ریز
  8. بخش ۶۰ - غزل زنده رودبه آدمی نرسیدی ، خدا چه می‌جویی
همه‌ی جاویدنامه ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.