پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

جاویدنامه

بخش ۴۶ - قلزم خونین

آنچه دیدم می نگنجد در بیان

تن ز سهمش بیخبر گردد ز جان

من چه دیدم قلزمی دیدم ز خون

قلزمی ، طوفان برون ، طوفان درون

در هوا ماران چو در قلزم نهنگ

کفچه شبگون بال و پر سیماب رنگ

موجها درنده مانند پلنگ

از نهیبش مرده بر ساحل نهنگ

بحر ساحل را امان یک دم نداد

هر زمان که پاره ئی در خون فتاد

موج خون با موج خون اندر ستیز

درمیانش زورقی در افت و خیز

اندر آن زورق دو مرد زرد روی

زرد رو عریان بدن آشفته موی

ادامه‌ی جاویدنامه

  1. بخش ۴۸ - روح هندوستان ناله و فریاد می کندشمع جان افسرد در فانوس هند
  2. بخش ۴۹ - فریاد یکی از زورق نشینان قلزم خونین«نی عدم ما را پذیرد نی وجود
  3. بخش ۵۰ - آن سوی افلاک مقام حکیم آلمانی نیچههر کجا استیزه ی بود و نبود
  4. بخش ۵۱ - حرکت بجنت الفردوسدر گذشتم از حد این کائنات
  5. بخش ۵۲ - قصر شرف النساگفتم این کاشانه ئی از لعل ناب
  6. بخش ۵۳ - زیارت امیر کبیر حضرت سید علی همدانی و ملا طاهر غنی کشمیریحرف رومی در دلم سوزی فکند
  7. بخش ۵۴ - در حضور شاه همدانزنده رود
  8. بخش ۵۵ - صحبت با شاعر هندی برتری هریحوریان را در قصور و در خیام
همه‌ی جاویدنامه ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.