پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

جاویدنامه

بخش ۲۳ - حکومت الهی

بندهٔ حق بی نیاز از هر مقام

نی غلام او را نه او کس را غلام

رسم و راه و دین و آئینش ز حق

زشت و خوب و تلخ و نوشینش ز حق

عقل خود بین غافل از بهبود غیر

سود خود بیند نبیند سود غیر

وحی حق بینندهٔ سود همه

در نگاهش سود و بهبود همه

عادل اندر صلح و هم اندر مصاف

وصل و فصلش لایراعی لایخاف

غیر حق چون ناهی و آمر شود

زور ور بر ناتوان قاهر شود

زیر گردون آمری از قاهری است

آمری از «ما سوی الله» کافری است

قاهر آمر که باشد پخته کار

از قوانین گرد خود بندد حصار

جره شاهین تیز چنگ و زود گیر

صعوه را در کارها گیرد مشیر

قاهری را شرع و دستوری دهد

بی بصیرت سرمه با کوری دهد

حاصل آئین و دستور ملوک

دهخدایان فربه و دهقان چو دوک

وای بر دستور جمهور فرنگ

مرده تر شد مرده از صور فرنگ

حقه بازان چون سپهر گرد گرد

از امم بر تختهٔ خود چیده نرد

شاطران این گنج ور آن رنج بر

هر زمان اندر کمین یکدگر

فاش باید گفت سر دلبران

ما متاع و این همه سوداگران

دیده ها بی نم ز حب سیم و زر

مادران را بار دوش آمد پسر

وای بر قومی که از بیم ثمر

می برد نم را ز اندام شجر

تا نیارد زخمه از تارش سرود

می کشد نازاده را اندر وجود

گرچه دارد شیوه های رنگ رنگ

من به جز عبرت نگیرم از فرنگ

ای به تقلیدش اسیر آزاد شو

دامن قرآن بگیر آزاد شو

ادامه‌ی جاویدنامه

  1. بخش ۲۵ - حکمت خیرکثیر استگفت حکمت را خدا خیر کثیر
  2. بخش ۲۶ - پیغام افغانی با ملت روسیهمنزل و مقصود قرآن دیگر است
  3. بخش ۲۷ - غزل زنده روداین گل و لاله تو گویی که مقیمند همه
  4. بخش ۲۸ - فلک زهرهدر میان ما و نور آفتاب
  5. بخش ۲۹ - مجلس خدایان اقوام قدیمآن هوای تند و آن شبگون سحاب
  6. بخش ۳۰ - نغمهٔ بعلآدم این نیلی تتق را بر درید
  7. بخش ۳۱ - فرو رفتن بدریای زهره و دیدن ارواح فرعون و کشنر راپیر روم آن صاحب «ذکر جمیل»
  8. بخش ۳۲ - نمودار شدن درویش سودانیبرق بیتابانه رخشید اندر آب
همه‌ی جاویدنامه ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.