پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

جاویدنامه

بخش ۲۰ - اشتراک و ملوکیت

صاحب سرمایه از نسل خلیل

یعنی آن پیغمبری بی جبرئیل

زانکه حق در باطل او مضمر است

قلب او مؤمن دماغش کافر است

غربیان گم کرده اند افلاک را

در شکم جویند جان پاک را

رنگ و بو از تن نگیرد جان پاک

جز به تن کاری ندارد اشتراک

دین آن پیغمبری حق ناشناس

بر مساوات شکم دارد اساس

تا اخوت را مقام اندر دل است

بیخ او در دل نه در آب و گل است

هم ملوکیت بدن را فربهی است

سینهٔ بی نور او از دل تهی است

مثل زنبوری که بر گل میچرد

برگ را بگذارد و شهدش برد

شاخ و برگ و رنگ و بوی گل همان

بر جمالش نالهٔ بلبل همان

از طلسم رنگ و بوی او گذر

ترک صورت گوی و در معنی نگر

مرگ باطن گرچه دیدن مشکل است

گل مخوان او را که در معنی گل است

هر دو را جان ناصبور و ناشکیب

هر دو یزدان ناشناس آدم فریب

زندگی این را خروج آن را خراج

در میان این دو سنگ آدم زجاج

این به علم و دین و فن آرد شکست

آن برد جان را ز تن نان را ز دست

غرق دیدم هر دو را در آب و گل

هر دو را تن روشن و تاریک دل

زندگانی سوختن با ساختن

در گلی تخم دلی انداختن

سعید حلیم پاشا

ادامه‌ی جاویدنامه

  1. بخش ۲۲ - محکمات عالم قرآنی خلافت آدمدر دو عالم هر کجا آثار عشق
  2. بخش ۲۳ - حکومت الهیبندهٔ حق بی نیاز از هر مقام
  3. بخش ۲۴ - ارض ملک خداستسر گذشت آدم اندر شرق و غرب
  4. بخش ۲۵ - حکمت خیرکثیر استگفت حکمت را خدا خیر کثیر
  5. بخش ۲۶ - پیغام افغانی با ملت روسیهمنزل و مقصود قرآن دیگر است
  6. بخش ۲۷ - غزل زنده روداین گل و لاله تو گویی که مقیمند همه
  7. بخش ۲۸ - فلک زهرهدر میان ما و نور آفتاب
  8. بخش ۲۹ - مجلس خدایان اقوام قدیمآن هوای تند و آن شبگون سحاب
همه‌ی جاویدنامه ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.