پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

جاویدنامه

بخش ۱۹ - دین و وطن

لرد مغرب آن سراپا مکر و فن

اهل دین را داد تعلیم وطن

او بفکر مرکز و تو در نفاق

بگذر از شام و فلسطین و عراق

تو اگر داری تمیز خوب و زشت

دل نبندی با کلوخ و سنگ و خشت

چیست دین برخاستن از روی خاک

تا ز خود آگاه گردد جان پاک

می نگنجد آنکه گفت الله هو

در حدود این نظام چار سو

پر که از خاک و برخیزد ز خاک

حیف اگر در خاک میرد جان پاک

گرچه آدم بردمید از آب و گل

رنگ و نم چون گل کشید از آب و گل

حیف اگر در آب و گل غلطد مدام

حیف اگر برتر نپرد زین مقام

گفت تن در شو بخاک رهگذر

گفت جان پهنای عالم را نگر

جان نگنجد در جهات ای هوشمند

مرد حر بیگانه از هر قید و بند

حر ز خاک تیره آید در خروش

زانکه از بازان نیاید کار موش

آن کف خاکی که نامیدی وطن

اینکه گوئی مصر و ایران و یمن

با وطن اهل وطن را نسبتی است

زانکه از خاکش طلوع ملتی است

اندرین نسبت اگر داری نظر

نکته ئی بینی ز مو باریک تر

گرچه از مشرق برآید آفتاب

با تجلی های شوخ و بی حجاب

در تب و تاب است از سوز درون

تا ز قید شرق و غرب آید برون

بر دمد از مشرق خود جلوه مست

تا همه آفاق را آرد بدست

فطرتش از مشرق و مغرب بری است

گرچه او از روی نسبت خاوری است

ادامه‌ی جاویدنامه

  1. بخش ۲۱ - شرق و غربغربیان را زیرکی ساز حیات
  2. بخش ۲۲ - محکمات عالم قرآنی خلافت آدمدر دو عالم هر کجا آثار عشق
  3. بخش ۲۳ - حکومت الهیبندهٔ حق بی نیاز از هر مقام
  4. بخش ۲۴ - ارض ملک خداستسر گذشت آدم اندر شرق و غرب
  5. بخش ۲۵ - حکمت خیرکثیر استگفت حکمت را خدا خیر کثیر
  6. بخش ۲۶ - پیغام افغانی با ملت روسیهمنزل و مقصود قرآن دیگر است
  7. بخش ۲۷ - غزل زنده روداین گل و لاله تو گویی که مقیمند همه
  8. بخش ۲۸ - فلک زهرهدر میان ما و نور آفتاب
همه‌ی جاویدنامه ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.