پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

صفیر دل

بخش ۲۴ - حکایت

به معروف کرخی، یکی داد پند

که با رشته انبان جو را ببند

که حالی برآیند موران ازا خاک

نمایند انبانت از دانه پاک

برآشفت معروف فرخنده خوی

که اینگونه ناسخته دیگر مگوی

بپرور ضعیفان رنجور را

چه بندی ره روزی مور را

جوانمردی آموز، ای تنگدل

جفا بر ضعیفان کند سنگدل

چرا دانه از مور داری دریغ؟

نداری مگر شرم از ابر و میغ؟

ندانی به این حرص و بخل قوی

که فردا تو خود رزق موران شوی؟

مکن نخل انصاف از بیخ و بن

اگر خدمتی می توانی بکن

ادامه‌ی صفیر دل

  1. بخش ۲۶ - حکایتشبی در نشابور مأوای من
  2. بخش ۲۷ - اشارت به سلوک سبیل عجز و مسکینی و ترک خودی و خودبینیاگر بنده را سربلندی رسد
  3. بخش ۲۸ - حکایتشنیدم که سگ سیرتی از گزند
  4. بخش ۲۹ - حکایتیکی طعن و تشنیع می زد بسی
  5. بخش ۳۰ - اشارت به کلام هدایت نظام عارف عالی مقام که گفت: کن بالخیر موصوفاً لا للخیر وصافاًنشستیم با هم به خاک یمن
  6. بخش ۳۱ - ختم کلام و انسجام مرامحزین از سخن گستری لب ببند
همه‌ی صفیر دل ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.