پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

صفیر دل

بخش ۳۰ - اشارت به کلام هدایت نظام عارف عالی مقام که گفت: کن بالخیر موصوفاً لا للخیر وصافاً

نشستیم با هم به خاک یمن

من و عارفی چون اویس قرن

سخن راندم از سیرت رهروان

زبانم روان بود و طبعم جوان

مقامات مردان بیان کردمی

حکایات صاحبدلان کردمی

دل از الفت دل توانا شود

زبان گوش چون یافت، گویا شود

دهد مستمع نطق را قوتی

ازو یافتم در سخن قدرتی

مرا دل چو دریای پرجوش بود

گهرسنج دیرینه خاموش بود

چو بزم سخن گویی آراستم

ادا کردم آن را که می خواستم

شنید آنچه گفتم به سمع قبول

نشد از فزون گویی من ملول

پس آنگه در تربیت بازکرد

دلم مخزن گوهر راز کرد

که وصّافی خیر چندان هنر

نباشد به میزان بالغ نظر

اگر می توانی درین کهنه دیر

بران شو، که موصوف باشی به خیز

چو دیدند کاین غافلان خفته اند

به ناچار، گویندگان گفته اند

نباشد اگر مدعا انتباه

خموشی ثواب است و گفتن گناه

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.