پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

صفیر دل

بخش ۲۶ - حکایت

شبی در نشابور مأوای من

به تقدیر فرمانده ذوالمنن

سرتربت پاک عطار بود

دلم آگه و دیده بیدار بود

مراقب نشستم چو نیمی ز شب

صفا یافت وقتم، صفایی عجب

شنیدم که می گفت آن پیر راه

اگر مرد عشقی، مرادی مخواه

چو این حرف ازو گوهر گوش شد

ز گفتار لب بست و خاموش شد

ادامه‌ی صفیر دل

  1. بخش ۲۸ - حکایتشنیدم که سگ سیرتی از گزند
  2. بخش ۲۹ - حکایتیکی طعن و تشنیع می زد بسی
  3. بخش ۳۰ - اشارت به کلام هدایت نظام عارف عالی مقام که گفت: کن بالخیر موصوفاً لا للخیر وصافاًنشستیم با هم به خاک یمن
  4. بخش ۳۱ - ختم کلام و انسجام مرامحزین از سخن گستری لب ببند
همه‌ی صفیر دل ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.