پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

صفیر دل

بخش ۲۸ - حکایت

شنیدم که سگ سیرتی از گزند

خیو بر رخ حق پرستی فکند

چوگل برشکفت و غنیمت شناخت

مگر شبنمی زیب گلبرگ ساخت

کف دست بر روی زیبا رساند

خیو را بر اطراف سیما رساند

پس آنگه، جبین بر زمین سود، مرد

به شکرانهٔ مرحمت سجده کرد

بگفتا کزین مؤمن آب دهن

بود غازهٔ روی ایمان من

امید من این است روزِ شمار

کزین، آبرو بخشدم کردگار

ادامه‌ی صفیر دل

  1. بخش ۳۰ - اشارت به کلام هدایت نظام عارف عالی مقام که گفت: کن بالخیر موصوفاً لا للخیر وصافاًنشستیم با هم به خاک یمن
  2. بخش ۳۱ - ختم کلام و انسجام مرامحزین از سخن گستری لب ببند
همه‌ی صفیر دل ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.