پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

خرابات

بخش ۸ - حکایت در محافظت حال و مراقبت مآل

یکی بار دل در گل افتاده ای

سخن راند در خبث آزاده ای

سخن چین، حدیثش، به آزاده گفت

نگر تا چه سان گوهر راز سفت

که بگذار بیهوده گفتار را

به کج نغمه، مگشای منقار را

مرا هست در پیش، راهی شگرف

به صد حیرتم غرق و دریاست ژرف

به ساحل اگر بخت شد رهنمون

و زین لجه، رخت من آمد برون

ندارم ز بد گفتنش هیچ باک

کجا گیرد آلودگی، جان پاک؟

وگر برنیاید سبویم درست

شود رشته ها پنبه و کار سست

از آنم نکوتر نگوید کسی

سزاوار ناخوشترم زان بسی

حزین، سیرت رهروان یادگیر

سراسر حدیث جهان بادگیر

تو را با خود افتاده، آموزگار

به نیک و بد کس مبر روزگار

حریفان دغلباز و ره پیچ پیچ

مبادا که فرصت ببازی به هیچ

ادامه‌ی خرابات

  1. بخش ۱۰ - حکایت درآیین فتوّت و شیوهٔ مروّتشنیدم که عیسی علیه السلام
  2. بخش ۱۱ - مکالمهٔ شیخ الرئیس با کنّاس در قناعت و ترک تحمّل منّت از ناس در مذمّت طمع و زشتی آن گویدشبی سر برآوردم از جیب خویش
  3. بخش ۱۲ - بی ارزشی دنیا و مثال اهل دنیایکی طفل نادان ز خیره سری
  4. بخش ۱۳ - شرمندگی از ستایشگرانشنیدم که صاحبدلی پاک دلق
  5. بخش ۱۴ - در ستایش آزادگی و ذمّ طمعیکی مرد دانا دل هوشیار
  6. بخش ۱۵ - حکایت سیرت بهرام با عدل و داد در شفقت و انصاف با عبادشنیدم که در عهد بهرام گور
  7. بخش ۱۶ - حکایت از تاریخ دهقان در صعوبت صحبت احمقانرقم کرده با نوک کلک دبیر
  8. بخش ۱۷ - در نوائب زمان و معاتبهٔ سفلگان گویدبه عهدی که طبعم نوا ساز بود
همه‌ی خرابات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.