پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

خرابات

بخش ۱۳ - شرمندگی از ستایشگران

شنیدم که صاحبدلی پاک دلق

هدف شد به طعن زبانهای خلق

نهادند در وی زبان بدرگان

فتادند در پوستینش سگان

جوانمرد را وقت شوریده شد

به نزدیک پیری جهان دیده شد

از آن بدقماران کجباز گفت

دغلبازی گمرهان باز گفت

دل آشفته شد پیر آموزگار

فرو ریخت اشکش چو ابر بهار

شنیدی چه گفت آن پسندیده خوی؟

بگفتش برو شکر یزدان بگوی

بگو شکر حق آشکار و نهفت

کزان بهتری کت بداندیش گفت

مرا سوختن باید این کهنه دلق

که بدتر از آنم که دانند خلق

ستایندم افزون ز معروف کرخ

رسانند درگاه کاخم به چرخ

ز تو شرمسارند بدگوهران

مرا خجلت است از ستایشگران

بهشت تو شد تهمت بدسگال

مرا دوزخ است آتش انفعال

مرا چهره زرد است روز امید

تو را چهره سرخ است و محضر سفید

ادامه‌ی خرابات

  1. بخش ۱۵ - حکایت سیرت بهرام با عدل و داد در شفقت و انصاف با عبادشنیدم که در عهد بهرام گور
  2. بخش ۱۶ - حکایت از تاریخ دهقان در صعوبت صحبت احمقانرقم کرده با نوک کلک دبیر
  3. بخش ۱۷ - در نوائب زمان و معاتبهٔ سفلگان گویدبه عهدی که طبعم نوا ساز بود
  4. بخش ۱۸ - حکایت از واردات خویشفتادم شبی در بیابان حی
  5. بخش ۱۹ - حکایت در مکافات درست کرداران و مجازات نیکوکارانشنیدستم از راوی باستان
  6. بخش ۲۰ - حکایت در تحذیر از انس به زخارف کودک فریبشنیدم که یحیی بن برمک پگاه
  7. بخش ۲۱ - در فصل خطاب و خاتمهٔ کتاب گویدحزین از سخن سنجی بی حضور
همه‌ی خرابات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.