پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

خرابات

بخش ۲۰ - حکایت در تحذیر از انس به زخارف کودک فریب

شنیدم که یحیی بن برمک پگاه

به بغداد می دید عرض سپاه

جوانی بدید از هژبران جنگ

که بربسته بر خنگ، چرم پلنگ

زخامی بدان شیوه مشعوف بود

نمایش کنان جلوه ای می نمود

ز وضعش برآشفت و دیدش شگفت

دل پخه مغزش، رمیدن گرفت

بگفتا بگویید این خام را

نسنجیده نیرنگ ایّام را

ز خامی چه نازی به این پاره پوست؟

اگر پوست از مغز دانی نکوست

نهشتند این بر پلنگ درشت

چه سان اشهبت را بماند به پشت؟

چنین است رسم خسیسان دهر

که از کمتر از خویش گیرند بهر

شریفی بباید که از کاینات

فشاند چو ما دامن التفات

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.