پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

خرابات

بخش ۱۴ - در ستایش آزادگی و ذمّ طمع

یکی مرد دانا دل هوشیار

دو کودک به هم دید در رهگذار

یکی با عسل نانش آمیخته

دگررا به نان دوغکی ربخته

ز کودک مزاجیش کو دوغ داشت

به سوی عسل دست خواهش فراشت

خداوند شهدش همی گفت باز

که ای بر کفم دوخته چشم آز

سگ من شو اکنون که داری طمع

وگر نه میالا لباس ورع

شد آخر سگش کودک طبع کیش

ندیده عسل جوی بی زهر نیش

به هر سو کشیدش به صد درد جفت

شنیدم که داننده با خویش گفت

ابا دوغ، کودک اگر ساختی

کجا سگ کشان از پیش تاختی

فراغ دو عالم طمع کیش باخت

خنک آن که با قسمت خویش ساخت

درین پرده ویرانی آبادی است

رجا بندگی یاس آزادی است

مده دامن یاس آسان ز دست

بنازم دلی کز تمنا برست

ادامه‌ی خرابات

  1. بخش ۱۶ - حکایت از تاریخ دهقان در صعوبت صحبت احمقانرقم کرده با نوک کلک دبیر
  2. بخش ۱۷ - در نوائب زمان و معاتبهٔ سفلگان گویدبه عهدی که طبعم نوا ساز بود
  3. بخش ۱۸ - حکایت از واردات خویشفتادم شبی در بیابان حی
  4. بخش ۱۹ - حکایت در مکافات درست کرداران و مجازات نیکوکارانشنیدستم از راوی باستان
  5. بخش ۲۰ - حکایت در تحذیر از انس به زخارف کودک فریبشنیدم که یحیی بن برمک پگاه
  6. بخش ۲۱ - در فصل خطاب و خاتمهٔ کتاب گویدحزین از سخن سنجی بی حضور
همه‌ی خرابات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.