پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

خرابات

بخش ۱۷ - در نوائب زمان و معاتبهٔ سفلگان گوید

به عهدی که طبعم نوا ساز بود

سریر نیم نغمه پرداز بود

حماری به دعوی دهن بازکرد

ز خر خانه ای عرعر آغاز کرد

چو سنبل برآشفت کلک دبیر

که منکر صداییست، صوت الحمیر

چو خر دعوی نکته سنجی کند

ورق زشت، چون روی زنجی کند

چها می کند سفله پرور جهان؟

الی الله اشکو کروب الزمان

به جایی رسیده ست ادراک و هش

که خر نغمه سنج است و بلبل خمش

مرا پنجهٔ شیرگیر قلم

بر آن شد که نایش بپیچد به هم

بدرّد بر اندام، چرم خبیث

روانش بنالد که اَینَ المغیث

سر مار را کوفتن طاعت است

ز رَه خار و خس روفتن حکمت است

چو کژدم گذاری فراغت چمد

تن آسایی از خلق یزدان بَرد

ولیکن نیارست طبع غیور

که سرپنجه بازد به خفاش کور

نزیبد که در گیر و دار سگان

شود رنجهه بازوی شیر ژیان

مرا خامه شیر است، بل اردشیر

که افکنده در مغز گردون صریر

به جایی که گردن فرازی کند

سر خصم با نیزه بازی کند

چو گردد علم کاویانی درفش

رخ مدعی چیست؟ زرد و بنفش

چنین است هنجار گردون پیر

که با بلبلان، زاغ سنجد صفیر

تغافل کند خامه ام تن زده

که بی بانگ خر نیست این خرکده

ادامه‌ی خرابات

  1. بخش ۱۹ - حکایت در مکافات درست کرداران و مجازات نیکوکارانشنیدستم از راوی باستان
  2. بخش ۲۰ - حکایت در تحذیر از انس به زخارف کودک فریبشنیدم که یحیی بن برمک پگاه
  3. بخش ۲۱ - در فصل خطاب و خاتمهٔ کتاب گویدحزین از سخن سنجی بی حضور
همه‌ی خرابات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.