پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

خرابات

بخش ۱۲ - بی ارزشی دنیا و مثال اهل دنیا

یکی طفل نادان ز خیره سری

به کف داشت جوزی به لُعبت گری

سبک طفل دیگر ز دستش ربود

چو سنجید، در باور وی نبود

به این جوز طفل دنی دوست است

که مغزی ندارد همین پوست است

خصومت کنان بر سر جوز پوچ

ازین کهنه ویرانه کردند کوچ

همان جوز پوچ است دنیای دون

که جویند وی را به مکر و فسون

بگویید با کودکان دنی

به آدم نمی زیبد اهریمنی

به این جوز بی مغز بستید دل

خجل از خود و از خدا منفعل

شما کودکان را به سر هوش نیست

خصومت سگالی برین پوست چیست؟

ادامه‌ی خرابات

  1. بخش ۱۴ - در ستایش آزادگی و ذمّ طمعیکی مرد دانا دل هوشیار
  2. بخش ۱۵ - حکایت سیرت بهرام با عدل و داد در شفقت و انصاف با عبادشنیدم که در عهد بهرام گور
  3. بخش ۱۶ - حکایت از تاریخ دهقان در صعوبت صحبت احمقانرقم کرده با نوک کلک دبیر
  4. بخش ۱۷ - در نوائب زمان و معاتبهٔ سفلگان گویدبه عهدی که طبعم نوا ساز بود
  5. بخش ۱۸ - حکایت از واردات خویشفتادم شبی در بیابان حی
  6. بخش ۱۹ - حکایت در مکافات درست کرداران و مجازات نیکوکارانشنیدستم از راوی باستان
  7. بخش ۲۰ - حکایت در تحذیر از انس به زخارف کودک فریبشنیدم که یحیی بن برمک پگاه
  8. بخش ۲۱ - در فصل خطاب و خاتمهٔ کتاب گویدحزین از سخن سنجی بی حضور
همه‌ی خرابات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.