پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

خرابات

بخش ۳ - در صفت دنیای ناپایدار که قبله کج نظران و دام فریب بی خبران است و مذمّت اهل آن گوید

شنیدم ز مخمور میخانه ای

که عالم نیرزد به پیمانه ای

بکش ساغر و فارغ از خویش باش

کم خود زن و از همه بیش باش

نیرزد جهان دژم یک پشیز

مکن چنگل حرص بیهوده تیز

فریب جهان رهزن هوش توست

دم نرم او پنبهٔ گوش توست

دل، ای بسته چشم فسانه نیوش

نبندی، به نیرنگ این دارگوش

به یاران یکروزه دلبستگی

گلش غنچه سان است و دلخستگی

دغل سیرتان سپنجی سرای

شش و پنج بازند و مهره ربای

نبازی به بازیچه، خود را به مفت

شود ششدر آن خانه کش دزد، رُفت

چه گویم ازین کهنه دیر خراب؟

که دام فریب است و نقش سراب

نه یارش نشان از وفا می دهد

نه مهرش فروغ صفا می دهد

مگو خرقه پوشانش آزاده اند

که در دام مکر خود افتاده اند

نه از راه و رسم طلبشان خبر

نه از خوی پاکان در ایشان اثر

گرفتار رنج و غم و محنتند

که دنیاپرستان دون همّتند

نه از معنی آگه، نه از دل خبیر

جوانان جاهل، سفیهان پیر

همه رهزنان فقیران به مکر

همه دام تزویر، با عمرو و بکر

درونشان خراب و برونشان دژم

همین بیت معمور ایشان شکم

چه حال است یا رب درین مشت خاک؟

که یک دل نمی بینم از شرک پاک

نه در قید دین، زاهد دلق پوش

نه با یاد حق صوفی خودفروش

نه در حدّ خود، عامی تیره رای

نه در فکر خود، واعظ خودنمای

نه مسجد بجا مانده نه خانقاه

که گردیده گیتی از ایشان تباه

همه بستهٔ دامی و دانه ای

به خود یار، از دوست بیگانه ای

بیا ای فقیر پراکنده روز

ز من بشنو این نکتهٔ دلفروز

به خود بنگر از دیدهٔ عیب بین

ببین زشت کیشی و یا پاک دین

خود انصاف ده ای خردمند راد

که جنت روی یا به بئس المهاد

چه در سینه داری؟ ببین ای دغل

مگو دل، بگو نقش لات و هُبل

به خود دیدهٔ عبرتی بازکن

خجل گر نگردی، به ما ناز کن

ادامه‌ی خرابات

  1. بخش ۵ - در سماع سخن از شیخ مصلح الدّین سعدی شیرازی و تأثیر آن نغمه پردازیسراینده ای دوش وقت سحر
  2. بخش ۶ - ذکر تلقین ارشادمآب استادی نوٌر الله مضجعهمرا داد روشن روانی سبق
  3. بخش ۷ - در خطاب پادشاه که صلاح وی صلاح این کارگاه و فسادش تباهی نظام انام است گویدالا ای جهاندار فرخنده خوی
  4. بخش ۸ - حکایت در محافظت حال و مراقبت مآلیکی بار دل در گل افتاده ای
  5. بخش ۹ - حکایت در توسّلی کلّی به حریم جلال قادر بی همتا و تجافی از ماسواسفر پیشم آمد شبی فصل دی
  6. بخش ۱۰ - حکایت درآیین فتوّت و شیوهٔ مروّتشنیدم که عیسی علیه السلام
  7. بخش ۱۱ - مکالمهٔ شیخ الرئیس با کنّاس در قناعت و ترک تحمّل منّت از ناس در مذمّت طمع و زشتی آن گویدشبی سر برآوردم از جیب خویش
  8. بخش ۱۲ - بی ارزشی دنیا و مثال اهل دنیایکی طفل نادان ز خیره سری
همه‌ی خرابات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.