پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

خرابات

بخش ۲ - در گشایش این نامهٔ نامی و درج گرامی گوید

مغنّی نوایی بیا ساز کن

جهان را پر از گوهر راز کن

چنان تازه کن داغ دیرینهام

که دوزخ برد آتش از سینه ام

نی استخوانم، دم صور کن

چو منقار بلبل پر از شور کن

که بخشم قلم را پرآوازگی

نهال سخن را دهم تازگی

کشم پردهای معنی بکر را

دهم جلوه ای، شاهد فکر را

گه از دیده گویم بَرِ راستان

گهی از شنیده کنم داستان

سخن را به سر تاج شاهی نهم

زلال خضر در سیاهی نهم

بده ساقی آن جام یاقوت رنگ

که چون گل درم خرقهٔ نام و ننگ

بر آتش نهم دلق پندار را

بر آرم سر از پیرهن یار را

بیا تا نمانده ست در زیر گل

بر آریم دستی به اقبال دل

به راه وفا جانفشانی کنیم

به ملک بقا کامرانی کنیم

سرآریم در خطّ فرمان عشق

بریزیم خون را به میدان عشق

سر نافه بگشا حزین، دیر شد

تامّل دگر چیست؟ خون شیر شد

بیا بازکن دفتر راز را

بگو خامهٔ نکته پرداز را

که آهوی چین عزم جولان کند

بسیط زمین عنبر افشان کند

سخن راندن نغز، کار من است

سخن در جهان یادگار من است

فروغی که کردم ز دل اقتباس

سپردم به انصاف گوهرشناس

بود از دم پاک اهل حضور

زکید حسودان ناپاک دور

ادامه‌ی خرابات

  1. بخش ۴ - در تحسر فرقت رفتگان و تذکر حال گذشتگان گویدکجا رفت آیین مردان حق؟
  2. بخش ۵ - در سماع سخن از شیخ مصلح الدّین سعدی شیرازی و تأثیر آن نغمه پردازیسراینده ای دوش وقت سحر
  3. بخش ۶ - ذکر تلقین ارشادمآب استادی نوٌر الله مضجعهمرا داد روشن روانی سبق
  4. بخش ۷ - در خطاب پادشاه که صلاح وی صلاح این کارگاه و فسادش تباهی نظام انام است گویدالا ای جهاندار فرخنده خوی
  5. بخش ۸ - حکایت در محافظت حال و مراقبت مآلیکی بار دل در گل افتاده ای
  6. بخش ۹ - حکایت در توسّلی کلّی به حریم جلال قادر بی همتا و تجافی از ماسواسفر پیشم آمد شبی فصل دی
  7. بخش ۱۰ - حکایت درآیین فتوّت و شیوهٔ مروّتشنیدم که عیسی علیه السلام
  8. بخش ۱۱ - مکالمهٔ شیخ الرئیس با کنّاس در قناعت و ترک تحمّل منّت از ناس در مذمّت طمع و زشتی آن گویدشبی سر برآوردم از جیب خویش
همه‌ی خرابات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.