پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

خرابات

بخش ۱ - مختصری از کتاب مثنوی مسمّی به خرابات

ثناهاست پیر خرابات را

که شست از دلم لوث طامات را

عطا کرد ز اندیشه فارغ دلی

چو میخانه بخشید سرمنزلی

مرا با مغان همدم راز کرد

به رویم در فیض را باز کرد

در ادوار چندی گرم دور داشت

دل از کاوش هجر ناسور داشت

سرشکم به رخساره خوناب بود

دل از آتش شوق در تاب بود

غم غربتم در دلش کار کرد

ز اغیار فارغ، به خود یار کرد

ز مهرم، به میخانه محرم نمود

لبم را به پیمانه همدم نمود

به دست سبو بیعتم تازه شد

لبم دشمن جان خمیازه شد

به بر، ذرّه ام مهر تابان گرفت

رخ گاهیم رنگ جانان گرفت

فشاندم غبار غم دینه را

نشان یافتم یار دیرینه را

شرابی لب تشنه ام نوش کرد

که از وصل و هجران فراموش کرد

ادامه‌ی خرابات

  1. بخش ۳ - در صفت دنیای ناپایدار که قبله کج نظران و دام فریب بی خبران است و مذمّت اهل آن گویدشنیدم ز مخمور میخانه ای
  2. بخش ۴ - در تحسر فرقت رفتگان و تذکر حال گذشتگان گویدکجا رفت آیین مردان حق؟
  3. بخش ۵ - در سماع سخن از شیخ مصلح الدّین سعدی شیرازی و تأثیر آن نغمه پردازیسراینده ای دوش وقت سحر
  4. بخش ۶ - ذکر تلقین ارشادمآب استادی نوٌر الله مضجعهمرا داد روشن روانی سبق
  5. بخش ۷ - در خطاب پادشاه که صلاح وی صلاح این کارگاه و فسادش تباهی نظام انام است گویدالا ای جهاندار فرخنده خوی
  6. بخش ۸ - حکایت در محافظت حال و مراقبت مآلیکی بار دل در گل افتاده ای
  7. بخش ۹ - حکایت در توسّلی کلّی به حریم جلال قادر بی همتا و تجافی از ماسواسفر پیشم آمد شبی فصل دی
  8. بخش ۱۰ - حکایت درآیین فتوّت و شیوهٔ مروّتشنیدم که عیسی علیه السلام
همه‌ی خرابات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.