پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

قطعات

شمارهٔ ۱۳ - قطعه در شکایت بعضی از مردم زمان خود

قدر هر سفله، از تو گشت علم

ای سپهر خَم، این چه انصاف است

از تو، امروز کافی الملکیست

هرکه تمغای کون اوقاف است

تا که سگ یافت می شود، ندهی

به هما استخوان، که اسراف است

پرنیان باف، تخته کرده دکان

روز بازار بوریاباف است

لب معنی، به مهر خاموشیست

سر و سرمایه در جهان لاف است

سفله پس کیست در زمانه؟ بگو

ارذل النّفس اگر ز اشراف است

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۵ - معنی لفظ حیاتای چرخ، باید از تو در تن عرصه کم زدن
  2. شمارهٔ ۱۶ - صحبت نامردمانافتاده ام به صحبت نامردمان حزین
  3. شمارهٔ ۱۷ - برای کسی که اشعار او را به سرقت برده استغزلی برده رندکی از من
  4. شمارهٔ ۱۸ - حال ابنای زمانحیرتی دارم حزین از حال ابنای زمان
  5. شمارهٔ ۱۹ - شرم از نارسایی مدحگشته ست صفحه، دامن دشت ختن حزین
  6. شمارهٔ ۲۰ - در وصف قلم پرتوان خود سروده استریزد شکرین نکته حزین از نی کلکم
  7. شمارهٔ ۲۱ - و نیز در وصف خامهٔ خویشلوحش الله خامه ام که به صدق
  8. شمارهٔ ۲۲ - در وصف خامهٔ خودخامهٔ مشکین من، تا شده معنی طراز
همه‌ی قطعات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.