پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

قصاید

شمارهٔ ۸۱ - در مدح مجدالملک حسن احمد گوید

منت خدای را که با اقبال پادشاه

ایمن شد از محاق و کسوف آفتاب و ماه

منت خدای را که شکفت و چمید باز

هم گلبن سعادت و هم سرو بارگاه

منت خدای را که زمانه گرفت باز

آن آفتاب مملکت و سایه اله

منت خدای را که به صنع لطیف داشت

روی نکوی منتخب از چشم بد نگاه

بس چشم شور و روی ترش بود منتظر

تا چشمشان سفید شد و رویشان سیاه

باری بر اوج ماه نبیند کسی سها

باری به جای سرو نبیند کسی گیاه

تاج خواص بر سردولت رسید باز

تا هر فضول کج ننهد گوشه کلاه

آیینه ای که عکس بزرگی نمود گشت

روشن چنانکه تیره نگردد به هیچ آه

اکنون چه محنت است بیا ای ولی بگو

حالا چه حاجت است بیا ای عدو به خواه

بازنده گشت و موج زد و قصد اوج کرد

ابر سخا و بحر عطا و سپهر جاه

خورشید مملکت حسن احمد آنکه ساخت

در سایه سعادت او ملک و دین پناه

ای آنکه چون فرشته بوی بی گناه و پاک

تب را چگونه خوانم کفارت گناه

بر تیغ آبدار زند زنگ وقت وقت

در پیش آفتاب رود سایه گاه گاه

باز آمدی چو باز سفید از گریز جای

باز آمدی چو شیر سیه در شکارگاه

جور فلک برون برو عدل ملک در آر

جان ولی فزون کن و جان عدو بکاه

من بنده را که هست ز هر علم حاصلی

رهبر توئی رها مکن اندر میان راه

جز تربیت چه باید گل در میان خار

جز تصفیت چه بیند زر در میان کاه

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۸۳ - این فتح نامه در نیشابور گفتهزهی رونق ملک از سر گرفته
  2. شمارهٔ ۸۴ - در تهنیت باغ همایون و مدح بهرام شاه گویدای همایون آمدن بر تو همایون آمده
  3. شمارهٔ ۸۵ - در مرثیه یکی از بزرگان گویدای چون مسیح گوهر تو جمله جان شده
  4. شمارهٔ ۸۶ - در مدح حسن احمد گویدای مبارک بنا چه خوش جائی
  5. شمارهٔ ۸۷ - در مدح مجدالدین گویدچشمه نوش است این دهان که تو داری
  6. شمارهٔ ۸۸ - در مدح خداوند زاده مسعود شاه گویداین چه نقش است که از مشک سیاه آوردی
  7. شمارهٔ ۸۹ - در مدح سپهسالار علی بن الحسین ماهوری گفتهکه دهد یار مرا از من بیدل خبری
  8. شمارهٔ ۹۰ - در مدح بهرام شاه غزنوی استمژده عالم را که شاه گنبد نیلوفری
همه‌ی قصاید ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.