پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

قصاید

شمارهٔ ۸۴ - در تهنیت باغ همایون و مدح بهرام شاه گوید

ای همایون آمدن بر تو همایون آمده

طایر چتر فلک سای تو میمون آمده

جرعه آخر ز جودت موج بحر انگیخته

پایه اول ز قدرت اوج گردون آمده

رعد بانگ موکبت تا موقف عیسی شده

برق نعل مرکبت بر فرق قارون آمده

در ثنای خلق گلبوی تو دستانها زند

بلبل و در نغمه اش این بیت موزون آمده

پادشاهی ظل حق بهرام شه را آمده

تا نپنداری که آورده بود چون آمده

خه خه ای قدرت محیط چرخ گردنده شده

زه زه ای عدلت بساط ربع مسکون آمده

در نشاطت صحن بستانها پر از خنده شده

در مدیحت لحن بلبل نیز موزون آمده

بارک الله در وجود خلق باری در نگر

تا ببینی از عدم خلقی هم اکنون آمده

یک جهان بر زاده تازه روی فردوسی سلب

رسته از زندان همه بر روی هامون آمده

نوعروس گلستان بر تخت مینا پیش شاه

بهر جلوه نرم نرم از حجله بیرون آمده

شاخها گر زنده شد شاید که این گرینده ابر

تعبیه کرده است سیماب و در افسون آمده

خاک با آرام آرایش چو لیلی ساخته

آب در زنجیر سرگردان چو مجنون آمده

گرد این باغ بهشت آسای جوی می نرفت

یاسمن را چیست پس فواره میگون آمده

تا که حوض دال را سجده برد از عون باد

شاخهای لام کرده پیش چون نون آمده

آن گل دو روی رعنا را نگر چون خصم شاه

با رخ زرد و دلی تا سر پر از خون آمده

ای زروی لطف و آیت عقل را تو جان شده

وی ز مدحت نظم و نثرم در مکنون آمده

نظم بنده از کمال مدح تو قاصر شده

جود تو از آرزوی بنده افزون آمده

تا همی مریخ را درسبزه باغ سپهر

هر شبی بینند بر لون طبر خون آمده

درفراغت باده ها می نوش و فتنه می نشان

ای سعادت برتو و ملک تو مفتون آمده

در بهار جان بدخواهان تماشا زان کنی

تیغ نیلوفری در فتنه گلگون آمده

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۸۶ - در مدح حسن احمد گویدای مبارک بنا چه خوش جائی
  2. شمارهٔ ۸۷ - در مدح مجدالدین گویدچشمه نوش است این دهان که تو داری
  3. شمارهٔ ۸۸ - در مدح خداوند زاده مسعود شاه گویداین چه نقش است که از مشک سیاه آوردی
  4. شمارهٔ ۸۹ - در مدح سپهسالار علی بن الحسین ماهوری گفتهکه دهد یار مرا از من بیدل خبری
  5. شمارهٔ ۹۰ - در مدح بهرام شاه غزنوی استمژده عالم را که شاه گنبد نیلوفری
  6. شمارهٔ ۹۱ - در مدح خداوند زاده خسرو شاه گوید در جواب امیر معزیای یافته از چهره تو حسن کمالی
  7. شمارهٔ ۹۲ - در مدح خاقان محمود خان گویدای گوهر مطهر مردی و مردمی
  8. شمارهٔ ۹۳ - در مدح خاقان محمود خان گویدطلع الشمس علی الندمان
همه‌ی قصاید ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.