پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

قصاید

شمارهٔ ۹۲ - در مدح خاقان محمود خان گوید

ای گوهر مطهر مردی و مردمی

اصل تو کان گوهر مردی و مردمی

در جنگ و صلح رستم میدان و مجلسی

در کین و مهر حیدر مردی و مردمی

دارد دل تو نور ز ایمان و معرفت

بارد لب تو شکر مردی و مردمی

نیک و بدت موافق هستی و نیستی

جان و دلت مسخر مردی و مردمی

قدر تو چرخ اعظم افلاک و انجم است

رأی تو سعد اکبر مردی و مردمی

سعد از تو گشت طالع ناهید و مشتری

جان از تو یافت پیکر مردی و مردمی

بی ساقه و طلیعه بند و گشاد تو

گردی نکرد لشکر مردی و مردمی

در بزم و رزم شکر بخندید و خون گریست

پیش تو جام و خنجر مردی و مردمی

در قبضه و بنان تو بادا بر امر و نهی

دایم حسام و ساغر مردی و مردمی

چرخ ار ز صبح صادق در پیش آفتاب

پرسد که کیست یاور مردی و مردمی

گوید جلال دنیا محمود خان که هست

بر چرخ ملک محور مردی و مردمی

ای سایه سعادت دنیا و آخرت

وی معجز پیمبر مردی و مردمی

ای آن عطاردی که نزیبد به اتفاق

برج تو جز دو پیکر مردی و مردمی

القاب عالی تو طرازیست بر کجا

بررایت مظفر مردی و مردمی

حاجت چو سایه گشت نهان تا چو آفتاب

پیدا شدی ز خاور مردی و مردمی

گر طالعت نبودی از رجعت و وبال

هرگز نرستی اختر مردی و مردمی

جام می بری ز خصم و جهان می دهی به دوست

وین هر دو هست در خور مردی و مردمی

قدرت نعوذبالله اگر سرکشی کند

عاطل بماند افسر مردی و مردمی

شد مردمی و مردی در عهد ما غریب

می دار دست بر سر مردی و مردمی

یارب چو خلق و خلق تو هرگز گلی شکفت

از گلبن معطر مردی و مردمی

آمد پدید نقش تو هرگه که داشتند

آیینه در برابر مردی و مردمی

گر نو عروس بخت تو در جلوه نیستی

هستی گسسته زیور و مردی و مردمی

روزی که دهر خطبه کند جز به نام تو

بادا شکسته منبر مردی و مردمی

چندانکه در جهان ز سکندر کنند یاد

ای پادشاه کشور مردی و مردمی

می بر کف چو بحر تو آب حیات باد

ای راستی سکندر مردی و مردمی

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۹۴ - نیز در مدح همو گویدالاهات خمرا کالعندم
  2. شمارهٔ ۹۵ - در مدح ابوعلی حسن احمد گویدزهی مبارک فال و زهی خجسته بنی
  3. شمارهٔ ۹۶برآنم که امروز چون داد خواهی
  4. شمارهٔ ۹۷سبحان خالقی که صفاتش ز کبریا
  5. شمارهٔ ۹۸ - قصیده عربی از سید حسن غزنوی مشهور به اشرفسلا کالطاف الاله الممجد
همه‌ی قصاید ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.