پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

قصاید

شمارهٔ ۹۴ - نیز در مدح همو گوید

الاهات خمرا کالعندم

کانک ما زجتها من دم

می در غمی خور اگر در غمی

که شادی فزاید همی در غمی

یلوح سناها علی و جنتی

اذا انحدرت کاسها فی فمی

بتا نوش کن بابت نوش لب

شراب محرم اگر محرمی

فا هلا بسکری من مغنم

و تعسالصحوی من مغرم

خوشا گر تو با ما به هنگام گل

خرامی به هنگامه خرمی

فما اطیب الراح لاسیما

علی ذکر خاقان الاعظم

جلال دول شاه محمود خان

کزو یافت بنیاد دین محکمی

ملیک غدا بین جمع الملوک

به منزلة الفص فی الخاتم

چراغ بنی آدم و شمع ملک

که عالیست زو منصب آدمی

فیارب عمره فی ملکه

الی حین منقرض العالم

شده ختم بر فر او فرخی

شده وقف بر طبع او بی‌غمی

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۹۶برآنم که امروز چون داد خواهی
  2. شمارهٔ ۹۷سبحان خالقی که صفاتش ز کبریا
  3. شمارهٔ ۹۸ - قصیده عربی از سید حسن غزنوی مشهور به اشرفسلا کالطاف الاله الممجد
همه‌ی قصاید ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.