پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۱

ز دلبرم که رساند نوازش قلمی

کجاست پیک صبا گر همی کند کرمی؟

قیاس کردم و تدبیر عقل در ره عشق

چو شبنمی است که بر بحر می‌کشد رقمی

بیا که خرقهٔ من گرچه رهن میکده‌هاست

ز مال وقف نبینی به نام من درمی

حدیثِ چون و چرا دردِ سر دهد ای دل

پیاله گیر و بیاسا ز عمرِ خویش دمی

طبیبِ راه‌نشین درد عشق نشناسد

برو به دست کن ای مرده‌دل مسیح‌دمی

دلم گرفت ز سالوس و طبل زیر گلیم

به آن که بر در میخانه برکشم عَلَمی

بیا که وقت‌شناسان دو کون بفروشند

به یک پیاله میِ صاف و صحبتِ صنمی

دوام عیش و تنعم نه شیوهٔ عشق است

اگر معاشرِ مایی بنوش نیش غمی

نمی‌کنم گله‌ای لیک ابر رحمت دوست

به کِشته‌زار جگرتشنگان نداد نمی

چرا به یک نیِ قندش نمی‌خرند آن کس

که کرد صد شکرافشانی از نیِ قلمی

سزای قدر تو شاها به دست حافظ نیست

جز از دعای شبی و نیاز صبحدمی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۳وقت را غنیمت دان آن قدر که بتْوانی
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۴هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۵گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۶نسیم صبح سعادت! بدان نشان که تو دانی
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۷دو یار زیرک و از بادهٔ کهن دو منی
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۸نوش کن جامِ شرابِ یک منی
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۹صبح است و ژاله می‌چکد از ابر بهمنی
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۰ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.