پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۷

زان می عشق، کز او پخته شود هر خامی

گر چه ماه رمضان است بیاور جامی

روزها رفت که دست من مسکین نگرفت

زلف شمشادقدی، ساعد سیم‌اندامی

روزه هر چند که مهمان عزیز است ای دل

صحبتش موهبتی دان و شدن، انعامی

مرغ زیرک به در خانقه اکنون نپرد

که نهاده‌ست به هر مجلس وعظی دامی

گله از زاهد بدخو نکنم؛ رسم این است

که چو صبحی بدمد، در پی‌اش افتد شامی

یار من چون بخرامد به تماشای چمن

برسانش ز من ای پیک صبا پیغامی

آن حریفی که شب و روز می صاف کشد

بود آیا که کند یاد ز دردآشامی؟

حافظا گر ندهد دادِ دلت آصف عهد

کام دشوار به دست آوری از خودکامی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۹أَتَتْ رَوائِحُ رَنْدِ الْحِمیٰ و زادَ غَرامی
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۰سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۱ز دلبرم که رساند نوازش قلمی
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۲اَحمَدُ اللهَ عَلی مَعْدِلَةِ السُلطانِ
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۳وقت را غنیمت دان آن قدر که بتْوانی
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۴هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۵گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۶نسیم صبح سعادت! بدان نشان که تو دانی
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.