پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۶

این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی

وین دفتر بی‌معنی غرق می ناب اولی

چون عمر تبه کردم چندان که نگه کردم

در کنج خراباتی افتاده خراب اولی

چون مصلحت اندیشی دور است ز درویشی

هم سینه پر از آتش هم دیده پرآب اولی

من حالت زاهد را با خلق نخواهم گفت

این قصه اگر گویم با چنگ و رباب اولی

تا بی سر و پا باشد اوضاع فلک زین دست

در سر هوس ساقی در دست شراب اولی

از همچو تو دلداری دل برنکنم آری

چون تاب کشم باری زان زلف به تاب اولی

چون پیر شدی حافظ از میکده بیرون آی

رندی و هوسناکی در عهد شباب اولی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۸که بَرَد به نزد شاهان ز من گدا پیامی؟
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۹أَتَتْ رَوائِحُ رَنْدِ الْحِمیٰ و زادَ غَرامی
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۰سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۱ز دلبرم که رساند نوازش قلمی
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۲اَحمَدُ اللهَ عَلی مَعْدِلَةِ السُلطانِ
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۳وقت را غنیمت دان آن قدر که بتْوانی
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۴هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۵گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.