پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴

صبا به لُطف بگو آن غزالِ رَعنا را

که سَر به کوه و بیابان تو داده‌ای ما را

شِکر فُروش که عُمرَش دراز باد چرا

تَفَقُّدی نَکُنَد طوطیِ شِکرخا را؟

غرورِ حُسنت اجازَت مَگَر نداد اِی گُل

که پُرسِشی نکُنی عَندَلیب شیدا را

به خُلق و لطف توان کرد صیدِ اهلِ نظر

به بند و دام نگیرند مرغِ دانا را

ندانم از چه سبب رنگِ آشنایی نیست

سَهی‌قَدانِ سیَه‌‌چشمِ ماه‌سیما را

چو با حبیب نِشینی و باده پِیمایی

به یاد دار مُحِبّانِ بادپیما را

جُز این قَدَر نَتوان گفت در جَمالِ تو عیب

که وضع مِهر و وفا نیست رویِ زیبا را

در آسمان نه عجب گَر به گفتهٔ حافظ

سُرودِ زُهره به رقص آورد مسیحا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶به مُلازِمانِ سلطان، که رساند این دعا را؟
  2. غزل شمارهٔ ۷صوفی بیا که آیِنِه، صافی‌ست جام را
  3. غزل شمارهٔ ۸ساقیا برخیز و دَردِه جام را
  4. غزل شمارهٔ ۹رونق عهد شباب است دگر بُستان را
  5. غزل شمارهٔ ۱۰دوش از مسجد سویِ میخانه آمد پیرِ ما
  6. غزل شمارهٔ ۱۱ساقی به نورِ باده برافروز جامِ ما
  7. غزل شمارهٔ ۱۲ای فروغِ ماهِ حُسن‌، از روی رخشان شما
  8. غزل شمارهٔ ۱۳می‌دمد صبح و کِلِّه بست سحاب
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.