پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳

اگر آن تُرکِ شیرازی به‌‌ دست‌ آرَد دلِ ما را

به خال هِندویَش بَخشَم سَمَرقند و بُخارا را

بده ساقی مِیِ باقی که در جَنَّت نخواهی یافت

کنارِ آبِ رُکناباد و گُل‌گَشتِ مُصَلّا را

فَغان! کاین لولیانِ شوخِ شیرین‌کارِ شهرآشوب

چُنان بُردند صبر از دل که تُرکان خوانِ یَغما را

ز عشقِ ناتمامِ ما جمالِ یار مُستَغنی‌ است

به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت رویِ زیبا را؟

مَن از آن حُسنِ روزاَفزون که یوسُف داشت دانستم

که عشق از پردهٔ عِصمت بُرون آرَد زُلِیخا را

اگر دشنام فرمایی و گَر نفرین دعا گویم

جوابِ تلخ می‌زیبَد لبِ لَعلِ شِکرخا را

نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست‌تر دارند

جوانانِ سعادتمند پندِ پیرِ دانا را

حَدیث از مُطرب و مِی گو و رازِ دَهر کمتر جو

که کس نَگشود و نَگشاید به حکمت این مُعمّا را

غزل گفتی و دُر سُفتی بیا و خوش بخوان حافظ

که بر نظمِ تو اَفشانَد فَلَک عِقد ثُریّا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵دل می‌رود ز دستم صاحب‌دلان خدا را
  2. غزل شمارهٔ ۶به مُلازِمانِ سلطان، که رساند این دعا را؟
  3. غزل شمارهٔ ۷صوفی بیا که آیِنِه، صافی‌ست جام را
  4. غزل شمارهٔ ۸ساقیا برخیز و دَردِه جام را
  5. غزل شمارهٔ ۹رونق عهد شباب است دگر بُستان را
  6. غزل شمارهٔ ۱۰دوش از مسجد سویِ میخانه آمد پیرِ ما
  7. غزل شمارهٔ ۱۱ساقی به نورِ باده برافروز جامِ ما
  8. غزل شمارهٔ ۱۲ای فروغِ ماهِ حُسن‌، از روی رخشان شما
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.