پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶

به مُلازِمانِ سلطان، که رساند این دعا را؟

که به شُکرِ پادشاهی، زِ نظر مَران گدا را

ز رقیبِ دیوسیرت، به خدای خود پناهم

مَگَر آن شهابِ ثاقِب مددی دهد، خدا را!

مُژِه‌یِ سیاهت اَرْ کرد به خونِ ما اشارت

ز فریبِ او بیندیش و غلط مکن، نگارا

دلِ عالمی بِسوزی چُو عِذار بَرفُروزی

تو از این چه سود داری، که نمی‌کنی مدارا؟

همه‌شب در این اُمیدم که نسیمِ صبحگاهی

به پیام آشنایان، بنوازد آشنا را

چه قیامت است جانا، که به عاشقان نمودی؟

دل و جان فدای رویت، بِنَما عِذار ما را

به خدا، که جرعه‌ای دِه تو به حافظِ سحرخیز

که دعایِ صبحگاهی، اثری کند شما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸ساقیا برخیز و دَردِه جام را
  2. غزل شمارهٔ ۹رونق عهد شباب است دگر بُستان را
  3. غزل شمارهٔ ۱۰دوش از مسجد سویِ میخانه آمد پیرِ ما
  4. غزل شمارهٔ ۱۱ساقی به نورِ باده برافروز جامِ ما
  5. غزل شمارهٔ ۱۲ای فروغِ ماهِ حُسن‌، از روی رخشان شما
  6. غزل شمارهٔ ۱۳می‌دمد صبح و کِلِّه بست سحاب
  7. غزل شمارهٔ ۱۴گفتم ای سلطانِ خوبان رحم کن بر این غریب
  8. غزل شمارهٔ ۱۵ای شاهد قدسی، کِه کَشَد بند نقابت؟
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.