پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰

دوش از مسجد سویِ میخانه آمد پیرِ ما

چیست یارانِ طریقت بعد از این تدبیرِ ما؟

ما مریدان روی سویِ قبله چون آریم؟ چون

روی سویِ خانهٔ خَمّار دارد پیرِ ما

در خراباتِ طریقت ما به هم منزل شویم

کاین‌چنین رفته‌ است در عهدِ ازل تقدیرِ ما

عقل اگر داند که دل در بندِ زلفش چون خوش است

عاقلان دیوانه گردند از پیِ زنجیرِ ما

رویِ خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد

زان زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیرِ ما

با دلِ سنگینت آیا هیچ درگیرد شبی

آهِ آتشناک و سوزِ سینهٔ شبگیرِ ما؟

تیرِ آهِ ما ز گردون بگذرد حافظ خموش

رحم کن بر جانِ خود پرهیز کن از تیرِ ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲ای فروغِ ماهِ حُسن‌، از روی رخشان شما
  2. غزل شمارهٔ ۱۳می‌دمد صبح و کِلِّه بست سحاب
  3. غزل شمارهٔ ۱۴گفتم ای سلطانِ خوبان رحم کن بر این غریب
  4. غزل شمارهٔ ۱۵ای شاهد قدسی، کِه کَشَد بند نقابت؟
  5. غزل شمارهٔ ۱۶خَمی که ابرویِ شوخِ تو در کمان انداخت
  6. غزل شمارهٔ ۱۷سینه از آتش دل، در غمِ جانانه بسوخت
  7. غزل شمارهٔ ۱۸ساقیا آمدنِ عید مبارک بادت
  8. غزل شمارهٔ ۱۹ای نسیمِ سحر آرامگَهِ یار کجاست؟
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.