پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۳

ای خُرَّم از فروغِ رُخَت لاله زارِ عمر

بازآ که ریخت بی گُلِ رویت بهارِ عمر

از دیده گر سرشک چو باران چِکَد رواست

کاندر غمت چو برق بِشُد روزگارِ عمر

این یک دو دَم که مهلتِ دیدار ممکن است

دریاب کارِ ما که نه پیداست کارِ عمر

تا کی مِی صَبوح و شِکرخوابِ بامداد

هشیار گَرد، هان که گذشت اختیارِ عمر

دی در گذار بود و نظر سویِ ما نکرد

بیچاره دل که هیچ ندید از گذارِ عمر

اندیشه از محیطِ فنا نیست هر که را

بر نقطهٔ دهانِ تو باشد مدارِ عمر

در هر طرف ز خیلِ حوادث کمین‌گهیست

زان رو عِنان‌گسسته دَوانَد سوارِ عمر

بی عمر زنده‌ام من و این بس عجب مدار

روز فِراق را که نَهَد در شمارِ عمر

حافظ سخن بگوی که بر صفحهٔ جهان

این نقش مانَد از قَلَمَت یادگارِ عمر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۵یوسفِ گم‌گشته بازآید به کنعان، غم مخور
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۶نصیحتی کُنَمَت بشنو و بهانه مَگیر
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۷روی بِنْما و مرا گو که ز جان دل برگیر
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۸هزار شُکر که دیدم به کامِ خویشت باز
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۹منم که دیده به دیدارِ دوست کردم باز
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۰ای سروِ نازِ حُسن که خوش می‌روی به ناز
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۱درآ که در دلِ خسته، توان درآید باز
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۲حالِ خونین دلان که گوید باز؟
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.