پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۲

گر بُوَد عمر، به میخانه رَسَم بارِ دِگَر

بجز از خدمتِ رندان نکنم کارِ دِگَر

خُرَّم آن روز که با دیدهٔ گریان بِرَوَم

تا زنم آب درِ میکده یک بارِ دگر

معرفت نیست در این قوم خدا را سَبَبی

تا بَرَم گوهرِ خود را به خریدارِ دگر

یار اگر رفت و حقِ صحبتِ دیرین نشناخت

حاشَ لِلَّه که رَوَم من ز پِیِ یارِ دگر

گر مساعد شَوَدَم دایرهٔ چرخِ کبود

هم به دست آورمش باز به پرگارِ دگر

عافیت می‌طلبد خاطرم ار بگذارند

غمزهٔ شوخَش و آن طرهٔ طَرّارِ دگر

راز سربستهٔ ما بین که به دستان گفتند

هر زمان با دف و نی بر سرِ بازارِ دگر

هر دم از درد بنالم که فلک هر ساعت

کُنَدَم قصدِ دلِ ریش به آزارِ دگر

بازگویم نه در این واقعه حافظ تنهاست

غرقه گشتند در این بادیه بسیارِ دگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۴دیگر ز شاخِ سروِ سَهی بلبلِ صبور
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۵یوسفِ گم‌گشته بازآید به کنعان، غم مخور
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۶نصیحتی کُنَمَت بشنو و بهانه مَگیر
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۷روی بِنْما و مرا گو که ز جان دل برگیر
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۸هزار شُکر که دیدم به کامِ خویشت باز
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۹منم که دیده به دیدارِ دوست کردم باز
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۰ای سروِ نازِ حُسن که خوش می‌روی به ناز
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۱درآ که در دلِ خسته، توان درآید باز
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.