پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۴

دیگر ز شاخِ سروِ سَهی بلبلِ صبور

گلبانگ زد که چشمِ بد از رویِ گُل به دور

ای گُل به شُکرِ آن که تویی پادشاهِ حُسن

با بلبلانِ بی‌دلِ شیدا مَکُن غرور

از دستِ غیبتِ تو شکایت نمی‌کنم

تا نیست غیبتی نَبُوَد لذّتِ حضور

گر دیگران به عیش و طَرَب خُرَّمَند و شاد

ما را غمِ نگار بُوَد مایهٔ سُرور

زاهد اگر به حور و قصور است امیدوار

ما را شرابخانه قصور است و یار حور

مِی خور به بانگِ چنگ و مخور غصه ور کسی

گوید تو را که باده مخور گو هُوَالْغَفُور

حافظ شکایت از غمِ هجران چه می‌کنی؟

در هِجر وصل باشد و در ظلمت است نور

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۶نصیحتی کُنَمَت بشنو و بهانه مَگیر
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۷روی بِنْما و مرا گو که ز جان دل برگیر
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۸هزار شُکر که دیدم به کامِ خویشت باز
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۹منم که دیده به دیدارِ دوست کردم باز
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۰ای سروِ نازِ حُسن که خوش می‌روی به ناز
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۱درآ که در دلِ خسته، توان درآید باز
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۲حالِ خونین دلان که گوید باز؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۳بیا و کَشتیِ ما در شَطِ شراب انداز
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.