پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۲

حالِ خونین دلان که گوید باز؟

وز فلک خونِ خُم که جوید باز؟

شرمش از چشمِ مِی پرستان باد

نرگسِ مست اگر بروید باز

جز فَلاطونِ خُم نشینِ شراب

سِرِّ حکمت به ما که گوید باز؟

هر که چون لاله کاسه گَردان شد

زین جفا رُخ به خون بشوید باز

نَگُشایَد دلم چو غنچه اگر

ساغری از لبش نبوید باز

بس که در پرده چنگ گفت سخن

بِبُرَش موی تا نَمویَد باز

گِردِ بیتُ الحَرامِ خُم حافظ

گر نمیرد به سَر بپوید باز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۴خیز و در کاسهٔ زر آبِ طَرَبناک انداز
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۵برنیامد از تمنّایِ لَبَت کامم هنوز
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۶دلم رمیدهٔ لولی‌وَشیست شورانگیز
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۷ای صبا گر بُگذری بر ساحلِ رودِ اَرَس
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۸گُلعِذاری ز گلستانِ جهان ما را بس
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۹دلا، رَفیقِ سفر بختِ نیکخواهت بس
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۰دردِ عشقی کشیده‌ام که مَپُرس
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۱دارم از زلفِ سیاهش گِلِه چندان که مَپُرس
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.