پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۵

برنیامد از تمنّایِ لَبَت کامم هنوز

بر امید جامِ لعلت دُردی‌آشامم هنوز

روز اول رفت دینم در سرِ زلفین تو

تا چه خواهد شد در این سودا سرانجامم هنوز

ساقیا یک جرعه‌ای زان آبِ آتش‌گون که من

در میانِ پُختگانِ عشقِ او خامم هنوز

از خطا گفتم شبی زلفِ تو را مُشکِ خُتَن

می‌زند هر لحظه تیغی مو بر اندامم هنوز

پرتوِ رویِ تو تا در خلوتم دید آفتاب

می‌رود چون سایه هر دَم، بر در و بامم هنوز

نام من رفته‌ست روزی بر لبِ جانان به سَهو

اهلِ دل را بویِ جان می‌آید از نامم هنوز

در ازل داده‌ست ما را ساقیِ لعلِ لبت

جرعهٔ جامی که من مَدهوشِ آن جامم هنوز

ای که گفتی جان بده تا باشَدَت آرامِ جان

جان به غم‌هایش سپردم، نیست آرامم هنوز

در قلم آورد حافظ قصهٔ لَعلِ لَبَش

آب حیوان می‌رود هر دَم ز اقلامم هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۷ای صبا گر بُگذری بر ساحلِ رودِ اَرَس
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۸گُلعِذاری ز گلستانِ جهان ما را بس
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۹دلا، رَفیقِ سفر بختِ نیکخواهت بس
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۰دردِ عشقی کشیده‌ام که مَپُرس
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۱دارم از زلفِ سیاهش گِلِه چندان که مَپُرس
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۲باز آی و دلِ تنگِ مرا مونس جان باش
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۳اگر رفیقِ شفیقی، درست پیمان باش
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۴به دورِ لاله، قدح گیر و بی‌ریا می‌باش
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.