پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۲

باز آی و دلِ تنگِ مرا مونس جان باش

وین سوخته را مَحرَمِ اسرارِ نهان باش

زان باده که در میکدهٔ عشق فروشند

ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش

در خرقه چو آتش زدی ای عارفِ سالِک

جهدی کن و سرحلقهٔ رندانِ جهان باش

دلدار که گفتا به تواَم دل نگران است

گو می‌رسم اینک به سلامت، نگران باش

خون شد دلم از حسرتِ آن لعلِ روان‌بخش

ای دُرجِ محبّت به همان مُهر و نشان باش

تا بر دلش از غصه غباری نَنِشیند

ای سیلِ سرشک از عقبِ نامه روان باش

حافظ که هوس می‌کندش جامِ جهان‌بین

گو در نظرِ آصفِ جمشید‌مکان باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۴به دورِ لاله، قدح گیر و بی‌ریا می‌باش
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۵صوفی گُلی بچین و مُرَقَّع به خار بخش
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۶باغبان گر پنج‌روزی صحبتِ گل بایدش
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۷فکرِ بلبل همه آن است که گُل شد یارش
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۸شرابِ تلخ می‌خواهم که مردافکن بُوَد زورش
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۹خوشا شیراز و وضعِ بی‌مثالش
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۰چو بر شکست صبا زلفِ عنبرافشانش
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۱یا رب این نوگُلِ خندان که سپردی به مَنَش
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.